تفاوت شب امتحان در خوابگاه دختران با پسران ( کرکر خنده)
|
|
|
خوابـگاه دخــتـران ( شب ) لالـه: خـدا منـو می کشـت این روزو نـمی دیدم. (همچـنان به گریـه ی خود ادامــه می دهـد.)
|
سیستم عامل جدید ایرانیان (طنز)
ویروس عشق آنتی ویروس داره ؟!!
هرکسی با یه نگاه، یا صدا عاشق میشه و یا بلعکس متنفر میشه!
افزایش ضربان قلب و اضطراب و هیجان.
کم اشتهایی و یا بلعکس.
بی تفاوتی نسبت به همه چیز غیر از عامل انتقال دهنده ویروس.
بیخوابی و آبریزش از چشم و گاهی بینی و بعضی موارد از دهان.
سردرد، گلو درد، دل درد، درد مواضع ماهیچهای گردن و ستون فقرات و کمر و اجزای وابسته.
فلج موضعی مغز و عدم قدرت تصمیمگیری عقلانی.
تمایل شدید به شمارهگیری تلفنی.
تزلزل شخصیتی و افت قدرت اعتماد به نفس و تمایل به مرگ.
تمایل به خندیدن یا گریه شدید.
افزایش شدید میل خودکشی.
ضعف شدید و کلی دستگاه عمومی بدن.
تمایل شدید به خواندن شعر، شنیدن ترانه و دراز کشیدن روی تخت.
فوران آههای متمادی از ته دل.
گیجی، منگی، قاط زدن و میل زیاد به پیاده روی.
اعتیاد به سیگار، تریاک، هرویین، مرفین، کوکایین، کافئین، وازلین، استالین و ...ـئین.
فعالیت فوقالعاده سلولهای تصویر سازی و تخیل مغز.
قاطی کردن شب و روز و ماه و سال و پارکینسون موضعی مخ.
نیاز شدید به محبت و آب یخ و چای و آب قند.
توجه بیشتر به آیینه و وسواس شدید صورتی.
تمایل بیاندازه به تکیه کردن به یک شخص یا پشتی محکم.
خواب روزانه و تغییر هویت شخصی از آدم به جغد و گاهی شغال.
مبتلا شدن به بیماریهایی از قبیل مازوخیسم، قانقاریا، کمحرفیسم، ورمیسم چشمی، کوتاهی قد و وبا!
افسردگی و ... مرگ.
این ویروس هیچ جوری هم درمون نمیشه مگه اینکه یه جورای خاصی دوباره به تن کسی که این ویروس رو منتقل كرده، برگردانده شود!!
القصه... بد دردیه این عشق. شاعر میگه:
زدست دیده و دل هر دو فریاد / که این عشق است که ما را داده بر باد
و یا : عشق من منو صدا کن / این ویروسو از تنم جدا کن(شاعر معاصر گم نام: م. و)
خلاصه... این از جریان عشق آلوده امروزی که ترکیبیه از ش ه وت، ، ذره هایی از عشق اصیل فراموش شده، تنها گریزی، پولداری، بیکاری، اینترنت، چشم و هم چشمی و....
و اما در این بیماری هیچوقت انتقال دهنده اولیه ویروس مقصر نیست بلکه اون گیرنده است که یه جورایی خودشو میندازه توی بدبختی و بیماری عشق.
به نظرتون این ویروس آنت ویروسی واسش پیدا می شه ؟
عاقبت چت کردن(طنز)
تنهایی و غم
در تنهایی خود نشته ام تا سخن از تنهایی و اندوه بر زبان بیاورم
تنهایی دریایی است وسیع دریایی به رنگ سیاه
با آبهای روان
که آب این دریا با غم و اندوه بوجود آمده
نمی دانم از زندگی چه میدانم
اصلا زندگی چیست
چرا آمدهابم
که روزگاری هم برویم
ولی زندگی جزء سیاهی و کبودی رنگ دیگری برایم ندارد
تنهایی و غم بر من چیره شده
حال کاغذ دیواری اتاقم را به رنگ زیبای سیاه میزنم
دوست دارم تنهای چراغ اتام برنگ سیاه باشد
دوست دارم مرگ را در آغوش گیرم تا پایانی بر این زندگی باشد

اگه من هنوز ازدواج نکردم ... (طنز)
-
اگه من هنوز ازدواج نکردم ...
تقصیر جوش های صورتمه که کسی از من خوشش نمی آید
. .
تقصیر ساعت کاریمه که صبح خروس خون می روم
و بوق سگ می آیم و شانس دیده شدن را از دست میدم
. .
تقصیر باباست که انقدر پول نداره تا چشم مردم در بیاد -
. .
تقصیر پسر عمومه که نفهمید عقد دختر عمو و پسر عمو رو تو آسمون بستن
. .
تقصیر استادمونه که جلوی همه به من ابراز علاقه کرد
و باعث شد دیگه کسی جرات نکنه از من خواستگاری کنه
. .
تقصیر مادر شوهر عمه است می دونم بخت منو بسته
. .
تقصیر پسر همسایه دست راستیه که به خودش اجازه داد از من خواستگاری کنه
. .
تقصیر پسر همسایه دست چپیه که به خودش اجازه نداد از من خواستگاری کنه
. .
تقصیر تلویزیونه که تو تمام سریال هایش همه جوون ها ازدواج می کنن
و اصلا به مشکلات ما جوون های ازدواج نکرده نمی پردازن
. .
تقصیر مطبوعاته که توی مطالبشون جوون ها از هم طلاق می گیرند
و مردم را نسبت به ازدواج بدبین می کنن
. .
تقصیر مجلسه که به جای اجباری کردن سربازی
پسرها رو وادار به ازدواج اجباری نمی کنن
. .
تقصیر عراقه که کلی پسرهای آماده به ازدواج ما را به کشتن داد
. .
تقصیر هلنده که همجنسبازی رو رواج داد تا مردا دیگر نیازی به زن گرفتن نداشته باشن
. .
تقصیر انگلیسه این گفتن نداره همه می دونن همیشه و همه جا کار کاره انگلیسه
. .
تقصیر سازمان ملله که سر درش نوشته
بنی آدم اعضای یکدیگرند اما مشخص نکرده من جیگر چه کسی هستم
. .
تقصیر کره زمینه که جوری نچرخید من و نیمه گمشده ام به هم برسیم -
خصوصيات دختر خانمها از ۱۴ تا ۲۸ سالگی ...
سن ۱۵ سالگی: هر کی بهشون بگه سلام ، ميگن: عليک سلام! ... نقاشيشون بهتر ميشه (بتونه کاری و رنگ آميزی و ...!)
سن ۱۶ سالگی: يعنی يه عاشق واقعين! ... فردا صبح هم می خوان خودکشی کنن! ... شوخی هم ندارن!
سن ۱۷ سالگی: نشستن و اشک می ريزن! ... بهشون بی وفايی شده! ... (کوران حوادث!)
سن ۱۸ سالگی: ديگه اصلا عشق بی عشق! ... توی خيابون جلوی پاشون رو هم نگاه نمی کنن!
سن ۱۹ سالگی: از بی توجهی يه نفر رنج می برن! ... فکر می کنن اون يه آدم به تمام معناست!
سن ۲۰ سالگی: نه ، نه! ... اون منو نمی خواست! ... آخرش منو يه کور و کچلی می گيره! می دونم!
سن ۲۱ سالگی: فقط ۲۷-۲۸ سالگی قصد ازدواج دارن! فقط!
سن ۲۲ سالگی: خوش تيپ باشه! پولدار باشه! تحصيلکرده باشه! قد بلند باشه! خوش لباس باشه! ... (آخ که چی نباشه!)
سن ۲۳ سالگی: همه ء خواستگارا رو رد می کنن!
سن ۲۴ سالگی: زياد مهم نيست که چه ريختيه يا چقدر پول داره! فقط شجاع باشه! ما رو به اون چيزایی که نرسيديم برسونه!
سن ۲۵ سالگی: اااااااه! پس چرا ديگه هيچکی نمياد؟! ... هر کی می خواد باشه ، باشه!
سن ۲۶ سالگی: يه نفر مياد! ... همين خوبه! ... بــــــــــله!
سن ۲۷ سالگی: آخيـــــــــــش!
سن ۲۸ سالگی: کاش قلم پات می شکست و خواستگاری من نميومدی!!
خصوصيات آقا پسرها از ۱۴ تا ۲۸ سالگی...
سن ۱۵ سالگی: ياد می گيرن که توی خيابون به مردم نگاه کنن! ... از قيافه ء خودشون بدشون مياد!
سن ۱۶ سالگی: توی اين سن اصولا“ راه نميرن ، تکنو می زنن! ... حرف هم نمی زنن ، داد می زنن! ... با راکت تنيس هم گيتار می زنن!
سن ۱۷ سالگی: يه کمی مثلا آدم مي شن! ... فقط شعرهاشون رو بلند بلند می خونن! (يادش به خير ، اون روزا که تکنو نبود ، راک ن رول می خوندن!)
سن ۱۸ سالگی: هر کی رو می بينن ، تا پس فردا عاشقش مي شن! ... آخ آخ! آهنگهای داريوش مثل چسب دوقلو بهشون می چسبه!
سن ۱۹ سالگی: دوست دارن ده تا رو در آن واحد داشته باشن! ... تيز ميشن ، ابی گوش ميدن!
سن ۲۰ سالگی: از همه شون رو دست می خورن! ... ستار گوش ميدن که نفهمن چی شده!
سن ۲۱ سالگی: زندگی رو چيزی غير از اين بچه بازيها می بينن! (مثلا عاقل ميشن!)
سن ۲۲ سالگی: نه! می فهمن که زندگی همش عشــــقه! ... دنبال يه آدم حسابی می گردن!
سن ۲۳ سالگی: يکی رو پيدا می کنن! اما مرموز مي شن! (ديدشون عوض ميشه!)
سن ۲۴ سالگی: نه! اون با يه نفر ديگه هم دوسته! اصلا“ لياقت عشق منو نداشت!
سن ۲۵ سالگی: عشق سيخی چند؟!! ... طرف بايد باباش پولدار باشه! حالا خوشگل هم باشه بد نيست!
سن ۲۶ سالگی: اين يکی ديگه همونيه که همه ء عمر می خواستم! ... افتخار ميدين غلامتون بشم؟!
سن ۲۷ سالگی: آخيـــــــــــش!
سن ۲۸ سالگی: کاش قلم پام می شکست و خواستگاری تو نميومدم!!!
تفاوت دختر و پسر در ابراز علاقه به دوستان خود…
عبور پسر از کنار دختر در حالت مختلف / طنز
تفاوت کامنت فیس بوک دخترها و پسرها + طنز تصویری


________________________________________________
دعاي دختر و پسر مجرد!! ( طنز )
اللهم ارزقنا حوريا تک دانه و کم توقعا و والدينها رو به موتا و جهيزيتها کامله و کدبانوا في اامور المنزل و تسليما لخشمنا و خدمتنا
دعاى دختر مجرد: اللهم ارسل خواستگارنى خوش تيپا" ورشيدا" وماله كثيرا . بيت المستقل والشمال ويلانا و سيارته ......
دوست دختر کیست، چیست و کجاست؟(آخر خنده)
دوست دختر موجودی زنده وبسیار زیبا که با مشخصه های زیر شناسایی آن به راحتی امکان پذیر است
- مانتو جین کوتاه و تنگ
- شلوار از این کوتاها!!!
- سایه چشم بنفش (که با رنگ جیغشان ست باشد)
- ابروی تراشیده و تاتو شده
- لنز زیبایی آبی یا سبز
- زلف طلایی مش شده !!!
هر جا از اینا دیدید بدانید دوست دختر و ناموس کسی است ! پس چشمتان را درویش نموده و رد شوید تا زنگ نزده به دوست پسرش و او نیز بیاید شکمتان را سفره نماید !!!
این موجودات دوست داشتنی غالباً کنار خیابان ها ، در کافی شاپ ها و پارک ها به وفور یافت می شوند .
برای به دست آوردن دوست دختر به موارد زیر نیاز دارید:
- یک عدد کاغذa4
- یک عدد خودکار
طرز تهیه : ابتدا خودکار را برمیداریم و یک عدد ۵ خیلی بزرگ روی کاغذ می رسمیم (یعنی رسم میکنیم ) سپس کاغذ را ۱۸۰ درجه سانتیگراد میچرخانیم تا نوک ۵ به طرف پایین باشدسپس یک پاره خط اوریب روی این ۵ نگون بخت مادر مرده ی واژگون شده میکشیم و روی نوک بالایی پاره خط یک عدد هشت کوچک میکشیم که مثلاً تیره ! سپس زیر آن مینویسیم :
بخدا تو تنها عشق منی (فقط مواظب باشد خدا نزند توی کمرتان)
حالا کار شما کامل شده آن را با یک شاخه گل صورتی تقدیم یکی از آن موجودات کنید . به احتمال زیاد اینی که کشیدید تاثیر به سزایی در تحریک احساسات و عواطف جنس لطیف دارد البته احتمال های دیگری نیز وجود دارد مانند:
- در آوردن لنگه کفش توسط جنس لطیف
- جویده شدن خرخره ی شما توسط جنس لطیف
- زنگ زدن به ۱۱۰ توسط او
- جیغ زدن
- نثارکردن به روزترین فحش های خواهر مادری و…
این دیگر با شانس شما رابطه ی مستقیم دارد
این موجود زیبا بسیار احساسی بوده
پس از بدست اوردن او بسار باید مواظبش بود تاخدای نکرده احساساتش جریحه دار نشودسعی کنید باملایمت زیاد با او رفتارکرده تا عشق را تجربه کنید.
مطالب خواندنی
خانمی میره کتابفروشی. به فروشنده میگه آقا کتاب برتری مرد بر زن را دارید؟فروشنده نگاش میکنه میگه:ما کتابهای تخیلی نمی فروشیم![]()
نمی دونم چرا دخترها این قدر به پسرها مشکوک هستن !!!!؟؟؟
مشکل اینه که هر چهار تا دوست دخترهام همینطورند![]()
سلام ، شنیدم پنج شنبه جشن نامزدیته ، خیلی خوشحال شدم . تبریک میگم.
ستاد پیشگیری از افسردگی دختران دم بخت![]()
مرد دوستی را کشف کرد و عشق اختراع شد
زن عشق را کشف کرد و ازدواج را اختراع کرد!
مرد تجارت را کشف کرد و پول را اختراع کرد
زن پول را کشف کرد و « خرید کردن » اختراع شد!
از آن به بعد مرد چیزهای بسیاری را کشف و اختراع کرد
ولی زن همچنان مشغول خرید بود![]()
بهانه ی دخترا: 1 - فاصله سنی مون خیلی زیاده(یعنی خیلی از مرحله پرتی) 2 - من به تو علاقه به اون صورت ندارم (یعنی خیلی بد هیکلی) 3 - من الان تو موقعیت بدی هستم (یعنی دلم یه جا دیگه گیره) 4 - تقصیر تو نیست تقصیر منه (یعنی عجب غلطی کردم با تو آشنا شدم) 5 - من تو رابطه مون از هیچ کاری دریغ نکردم (یعنی هر غلطی خواستم کردم) 6 - دیروز یه خواستگار دکتر داشتم (یعنی زودتر بیا منو بگیر )![]()
قابل توجه خانوم هایی که می خوان از شر درخواست های دوستی آقایون خلاص شوند
v
v
v
v
v
v
v
فقط کافی یه عکس بدون آرایشخودتونو بهشون نشون بدید ![]()
من ترا بوسيدم
بهر تو از ره دور
ارمغان دگري آوردم
مخمل نرم نوازش ها را
.......
بر لب گرم تو جاري كردم
بي گناهم به خدا خنده و دعوت و اغوا از توست
اي سراپا ترديد
موجم و دامن دريا از توست
......
آتشم واي مكن خاموشم
اي سرا پاترديد
اي اميدگذران!!!
مرو از آغوشم
باز شب شد چقدر تنهايم گفته بودي كه شبي مي آيم
باز شب شد و از پنجره ام همچنان راه تو را مي پايم
كنج اين پنجره ها شب همه شب منم و گريه و هاي و هايم
پشت اين پنجره ها تا به سحر پنجه بر پيكر شب مي سايم
نكند بيهوده عمر خود را پشت اين پنجره مي فرسايم
نكند بيهوده تكرار شود قصه ي چشم به راهي هايم
باز چون ديشب و شب هاي دگر مي روم پنجره را بگشايم
باز شب شد شب و از پنجره ام همچنان راه تو را مي پايم......
من از اين مي ترسم كه دوست داشتن را مثل مسواك زدن بچه ها به من و تو تذكر بدهند

زندگی
اسمان است و من و یک پرواز
ما به دنبال چه ایم از اغاز
ما گریزان و شتابان و پریشان حالیم
زندگی چیست کز او می نالیم
زندگی
داستان مردیست
که به نان اندیشید
صبح تا شام دوید
و به نانش نرسید
زندگی
قصه ی پیرزنیست
که پی کارگران می خوابید
پیر مردش شاید
که مداوا بشود
زندگی
گریه ی دخترکی در سبد است
که مادر می خواست
دست ها مشت به دیوار سبد می کوبید
ناز ان دخترک زیبا را هیچ عابر نخرید
زندگی
شاخه گلی پشت چراغ سرخیست
که به دستان ظریف پسری نه ساله
سوی ما می اید
سبز میگردد و از نو حرکت باید کرد
زندگی
تلخ ترین فاجعه ی عمر من است
چه کسی بود مرا دعوت کرد
زود تر باید رفت
زود تر باید مرد..........










این وبلاگ یکی از به روزترین وبلاگ ها می باشد.مشاهده و بازدید از این وبلاگ به امتحان یک بارش می ارزد دوستان!!!! از حسن انتخاب شما متشکریم.(مدیریت وبلاگ)