آخرای دوست نخواهی پرسید

که دل ازدوریت چه کشید

سوخت در آتش وخاکستر شد

وعده های توبه دادش نرسید

داغ ماتم شد و بر سینه نشست

اشک حسرت شد و برخاک چکید

آن همه عهد فراموشت شد

چشم من روشن و روی تو سپید

جان به لب آمده درظلمت غم

کی به دادم رسی، ای صبح امید

آخر این عشق مرا خواهد کشت

عاقبت داغ مرا خواهی دید

پیامک بی وفایی